Friday, January 13, 2006

گـــــــــــــــــــروه سازنده گان صلح افغــــان

در این پیش نویس تلاش گردیده است تا اهداف گروه سازنده گان صلح افغان خلاصه گردد. ما اکثرأ در مورد عدم خشونت و صلح حرف میزنیم و میشنویم و این طور میپنداریم که گویا این سادتأ یک تخنیک است. من به این عقیده هستم که صلح فراتر از آن است و نمیتوان از آن به ساده گی جهت تحکیم و تقویه عدالت استفاده کرد تنها به آن میتوان در یک دنیا واقعی ارزش قایل شد.

مفکــوره عدم خشونت به حیث یک روش تغیر در افغانستان کاملأ جدید میباشد. تا حال ما با دو راه جهت مقابله با بی عدالتی اشنائی داشتیم، جنگیدن و تحمل؛ انتخاب دوم اکثرأ سازگار بود در صورت که من مورد سرکوب و بی عدالتی قرار میگیرفتم، اما از برخورد و بی عدالتی بر گروه سوم نمیتوانست شما را بر حذر کند. ما مسلمانان مردمی صبوری هستیم و سختی ها و بی عدالتی های زیادی را میتوانیم تحمل کنیم، بیأ تحمل هم یک انتخاب خوب است، اما از سوی دیگر وظیفه دینی ما هم به ما امر میکند که شرارت و ظلم مقابله کنیم، چطور میتوانیم که این کار را کنیم؟

Ä مشکلی معامله با شیطنت

بعداز 23 سال جنگ متوالی باکشتار های دهشتناک هزارها نفر یک حسی وجود دارد که صلحگرایی– یا رد نمودن کشتن- به تنهایی خود انتخاب بسیار خوب نیست؛ ولی چرا خوب نیست؟ فعلأ ضرورت به صلح نسبت به هرزمانی دیگر احساس میگردد و افغانها میخواهند به صلح برسند، اینکه چطورمیتوانند برسند مطرح بحث نیست.

صلحگرایی یک راهی جدید اما کامل است و دین مبین اسلام مهر تائید بر آن میزند؛ مفهوم صلح از کلمه مقدس اسلام سر چشمه میگیرد و به معنی سازش و آرامش میباشد. و دین مقدس اسلام به صلح آوری و صلح گرایی جهاد اکبر خطاب کرده است. جنگ مقدس بخاطر صلح آوری عالیتر از هر جهاد دیگر درمورد هرچیز دیگری که باشد میباشد. شاید بعضی ها اینطور استدلال نمایند که هیچنوع شهامت ودلاوریی در این جهاد وجود ندارد؟ نه آنطور نیست این جهاد پر از شهامت و شجاعت است. آیا این شجاعانه نیست: من حاضر هستم بخاطر احیای صلح جانم را فدا نمایم ولی من حاضر نیستم که برای امید والای خود کسی را بکشم.

بخاطر آوردن صلح سیاسی، و صبر، تحمل، احترام و محبت اجتماعی در یک ملت جنگ زده، کم ســــــواد و فقیر در قدم اول نمیتوان به یک توافق اجتماعی از طریق مباحثه و مخالفت رسید ( مخالفت را من یک راه انکشاف تشریح میکنم و یا میگویم که مخالفت یک عامل است برای یک تغیر مثبت). ولی مردم به این هدف بیشتر از راه صبر و تحمل رسیده متیوانند. و درقدم دوم کسیکه در جستجوی راه صلح از طریق خشونت است پس هیچوقت در تعقیب آن نبوده است. آنـــها معمولاً دوست داشتند که خشونت به خرچ دهند نه به هدف خاص صلح آوری. اردوی آزادیخواه تکالا(TLA) یک جنبش اصلاحی و انکشافی مارکسیزم در امریکا لاتین بود که توسط اتحاد جماهیر شوروی سابق تقویت میشود، آنها یک مبارزه مشروع،واقعی و به اصطلاح ما جوانمردانه نظامی داشتند. ولی زمانیکه بعداز جنگ سرد تمویل دهی از جانب مسکو قطع گردید، این اردو شروع به قاچاق مواد مخدر، اختطاف، باندگرائی، اسیرگیری و دزدی مسلحانه نمودند. (TLA) یک منبع خوب سرباز گیری داشت و آن جوانان فقیر و بیسواد بود، این جنگجویان دیدگاه و اجندای سیاسی نداشتند. و در تعقیب راه حل نبودند. کسانی که در جستجو راه حل و پیاده کردن اجندا سیاسی و صلحگرا از طریق جنگ بودند، بشکلی متقاعد شده بودند که کار و مبارزه آنها ختم است، عین چیز در بسیاز از کشور های دیگر بعد از جنگ رخ داده است.

دراین روزها در افغانستان بعضی از اصلاحگراین جنگجویان و قوماندانهای گذشته را جنگ سالاران یا جنگ آوران مینمامند. آنها جنگ سالار نیستند، یا حقلأ برای افغانها جنگ سالاران نیستند، بلکه آنها چیزی را که عقید ه داشتند که درست است انجام داده اند والبته که انرا صادقانه انجام داده اند. آنها فامیلها، خویشاوندان، دوستان و خانه هایشان را در این راه قربانی نمودند. بناءً شما خود را به عوض آنها تصور نمائید، زمانیکه شما بدون از عقیده که شما همه چیز را برای آن از دست داده اید، چیزی دیگری نداشته باشید، آیا شما حاضر هستید عقیده را که دهها سال برای آن جنگیده اید و قربانی داده اید آنرا ترک نمائید. یک صلحگرا هرگز مردم را با دادن القاب از یک دیگر تفکیک نمیکند. و هیچوقت فکر نمیکند که " چیزی را آنها انجام داده اند غلط بوده است" حتی اگر غلط هم باشد.

چقدر دردناک است موقیعکه عقیدیی مورد توهین قرار گیرد؟؟؟!!!

بلمقابل مجاهدین نیز منتقدان و مخالفین را به کفر گویی متهم میکنند.

یک صلحگرا نباید محکوم شده گان را از آیینه جوانب بنگرد. امروزه سازش با طالبان هیچ مساعد نیست؛ طالبان فرزندان قابیل گونه افغانستان پنداشته میشوند، اما نباید چنین شود، ایشان به کمک و رهنمایی ضرورت دارند. چه تاثیر و انتخابی یک شخص میتوانست بالای تولد خود در یک محیط که بلاخره او را طالب بسازد داشته میتوانست؟ بیایید که همه ما منحیث یک افغان، مساوی با هم، از یک ساختار جدید با هم پیش بیاییم و گذشته تلخ را فراموش کنیم!

اکثرأ عقاید و اعمال قابل مباحثه و سوال نمیباشند. و هر مبحثی درمورد آن هیچ مطرح نیست که چه نوع است منتج به سوال برانگیختن و صدمه زدن به عقیده ، ایمان و تعهد شما میگردد. پس راه حل آن از طریق صبر و تحمل آسانتر است نسبت به بحث نمودن.

نژاد انسان تقریباً هیچ تجربه یی با صلح دوام دار و ستراتیژی آن ندارد. انتخاب غریزی ما همیشه جنگ بوده است. خشونت همیشه همراه ما با نام های مختلف بوده است مانند: قربانی، وطنپرستی، دفاع، آزادی، شجاعت و عملکرد.

Ä هیچ ایدیالوژی بدون خلا ها نیست

در تلاش بخاطر دانستن فلسفه عدم خشونت، درنظر داشتن این موضوع که هیچ فلسفه زنده یی فاقد خلا ها نیست مهم میباشد. اجازه دهید دو مثال درمورد این موضوع ذکر نمایم:

مارکسیزم یک تکذیب ارثی در فلسفه خود دارد. " تاریخ به طرف ماست، سوسالیزم قابل توقع است، نتیجه مخالفت بربادی سرمایه داری است" خوب، اگر سوسیالیزم قابل قبول است، پس چرا عقب ننشسته و برای آن منتظر نمیمانید؟ چرا زنده گی کسی را به خطر میاندازید همانطوریکه تعداد زیادی از سوسیالست ها در یک مجادله که ختم آن از قبل معلوم بود زنده گی های خویش را به خطر انداخته بودند.

بودیزم برای ما میگوید که بودا در زیر یک درخت نشسته بود، عبادت مینمود، که یک بار نایل به کشف حقیقت گردید؛ و قسمت زیادی از واقعیت ها را که کس ندانسته بود کشف مینماید. پس چرا او بخاطر تدریس واقعیت کشف شده که او صرف میخواست خود بداند این همه مشکلات را تحمل منماید؟ اگر بودا جواب را بدست آورده است پس چرا تابحال "به این دنیا وصل است".

من جواب هردو قضیه را شنیده ام – اما قناعت بخش نیست. فسلفه دانان، آنهائیکه میتوانند راه زنده گی ها را تغیر بدهند و تاریخ را دگرگون نمایند، مملو از خود تکذیبی اند. فقط دین مبین اسلام همه خواب ها را دارا است.

تا به امروز خشونت و فشار یگانه مسبــــــــــــــــــــــــــب عدالت بشمــــــــــــــــــــــــــــــــار میرود

عدم خشونت تمام سوال های ما را جواب نمیدهد. عدم خشونت مملو از تکذیب ها میباشد. این یک سعی است تا چیزهایرا که من آموخته ام با دانستن اینکه هیچ مفکوره واحدی که با مفکوره من همسان باشد وجود ندارد برملا سازم.

Ä فرضیه ابتدائی عدم خشونت

بیائید با فرضیه ابتدائی صلحگرایی آغاز نمائیم. در این دنیا یک حقیقت کلی وجود دارد ولی هیچکسی از ما مطمیناً نمیدانیم که این حقیقت چیست. هرکـدام ما یک قسمت آنرا می بینیم، هیچکدام ما نمیتواند تمام آنرا بداند. بیایید درمورد حقیقت فکر نمایم- از" دنیای حقیقی" آغاز نماییم؛ اگر از یک تعداد زیاد مردم در مورد "اینکه حقیقت زمین چیست؟" بپرسیم. کسیکه در یک جزیره زنده گی میکند میگوید که تمام زمین آب است. به استثنای یک قطعه زمین که او و فامیلش زنده گی میکند. یک زنی که در کنساس زنده گی میکند، خواهد گفت که زنده گی سخت و خشک است، به استثنای اینکه اگر باران ببارد و گندم کاشته شود.

کوچیان در دشت های کندهار خواهد گفت که زمین خشک وریگی است و دایماً توسط طوفان و باد درحرکت میباشد و یک کمی سرسبزی هم وجود دارد. شکارچی جنگل بارانی در برازیل اصرار خواهد نمود که زمین نمناک و آبی است، هوا مرطوب میباشد. و روز با صدا های پرنده و حشرات، و نباتات بسیار محکم که حرکت دادن آن مشکل است تشکیل شده است. هرجمله جزئی از حقیقت است- و هیچکدامی ازجملات حقیقت کامل نیســـــــــت.

ما تا حال به حقیقت موضوع که به چشم دیده ایم باور داریم. اگر طور دیگر بنگریم هر انسان دیدگاهی متفاوتی در مورد حقیقت دارد. برای اکثریت ما این تفاوت بسیار کوچک بنظر میرسد که ما هیچ به آن توجه نمی کنیم. ولی یک موضوع زمانی مهم میشود که کسی کور حقیقت باشد و نتواند سرخ را از سبز تفاوت کند. از همین خاطر است که علامه توقف (توقف) نوشته دارد و تنها برنگ سرخ نیست. (به همین دلیل است که رنگ سرخ در قسمت بالایی اشاره ترافیکی و رنگ سبز در قسمت پایینی آن است – یک نفر که کور رنگها باشد بازهم میتواند که به دلیل موقف های آنها تفاوت را بگوید). کسیکه از وقت تولد کور و یا کر باشد دریک دنیا "حقیقی" که شما زنده گی میکنید زنده گی میکند ولی حقیقت کاملاً متفاوت است برای شما و او.

هرکدامی از ما موجوداتی محدودی در دنیا این دنیا نا محدود هستیم، درحالیکه محدود نمیباشد. ما متمهن هستیم که هم این دنیا و هم ما یک آغاز و یک پایان داریم( خداوند اینرا وعده نموده است). برای وقت آموختن ما یک مدت زمانی محدود شده است و برای هر کدام از ما چیز های بسیار زیادی برای آموختن است. تا شود در مورد واقعیت ها و موضوعات مطمئن شویم.

Ä این مسایل کم مفهوم ما را به کجا رهنمائی مینماید؟

تمام اینها مبهم به نظر میرسند. یک مرد عالم از یک بدوی پرسید که آیا میداند که خدا است و کجا است؛ آن مرد بدوی به اطراف اشاره کرد و گفت به صاحبان عقل همه اینها دلالت به ذات یکتا دارد، و بعدأ دست به سنگی زد و گفت " خدواند در اینجاست". درمفهوم اسلامی "الله همه چیز است". مرد بدوی گقت"خداوند حقیقت است" و این چیزی است که یک دانشمند شاید با فهم و تعقیق بیشتر خویش نسبت به ما بداند.

Ä تحقیق برای حقیقت یک هدف عام است

این موضوع را با یاد یک مطلبی در مورد یک دوستم خاتمه میدهم. این دوست مرا با عادت که داشت خیلی خوشحال میساخت یعنی او توانایئ شنیدن موضوعات را از مردم که عمیقاً با انها مخالف بود داشت. این یک تکتیک او نبود، بلکه او میخواست حقیقت را که از نزدخودش جا مانده بود شاید میتوانست از لابلای گفته های آنها بدست میاورد.

اکثر ما به سختی میتواند برای شخصی که مخالف نظر او هستیم انتظار بکشیم تا سخنان او ختم شود، و ما بتوانیم اورا تصحیح نمائیم. دوست من هیچ عجله برای تصحیح کردن مخالف خویش ندارد. عدم خشونت بسیاری از چیز ها میباشد، ولی اگر صلحجویی یک تحقیق برای دریافت حقیقت نباشد- یک تحقیقی که هیچ پایان ندارد. – مطمئنأ ناکام میشود.

کار عمده گروه صلحگرا مقاومت کردن برعلیه خشونت نمیباشد بلکه " برنامه سازنده" آن میباشد.

رسیدن به صلح


نادیده گرفتن اختلاف


سازگاری


راه حل


پذیزش و محبت


بازگشت


تحمل


فشار و خشونت



فکر نکنم که فشار و خشونت راه خوبی برای نایل شدن به صلح باشد، بیاید که صلح را با خاموشی غلط نکنیم.

مامــوریت:

بنیاد ................ مصمم است تا تیم سازنده گان صلح افغان را تشکیل دهد. این موسسه ضد خشونت، برنامه هفته وار 30 دقیقه ئی را تحت نام صلح تولید خواهد نمود، این برنامه که صلح، عدم خشونت، محبت، تحمل و سازگاری را ترویج خواهد نمود به یک شکل یا فارمت درامه ئی به 33 ایستگاه رادیوی توضیح خواهد شد.

بعد از تولید موفقانه 15 قسمت این برنامه تیم سازنده گان صلح افغان کنفرانسی را در مورد عدم خشونت تشکیل خواهد داد و مردم را از اقشار مختلف اجتماع از سراسر افغانستان به این گرد همایی دعوت خواهد نمود.

تیم سازنده گان صلح افغان راه پیمایی های را جهت تقبیع خشونت و ترویج تحمل، صلح و عدم خشونت در کابل قبل از انتخابات ماه جون ترتیب خواهد داد. تیم سازنده گان صلح افغان همچنان راه پیمایی های را برعلیه خشونت در نواحی مختلف کشور تنظیم خواهد نمود.

هـــــــــــــــــــــــــــــــــــــدف

کمک نمودن در ساختن یک افغانستان صلح آمیز.

تشویق مردم به حل مشکلات از طریق صبر و تحمل.

تقویه پذیرش و احترام اجتماعی و سیاسی.

0 Comments:

Post a Comment

<< Home