Friday, January 13, 2006

هدف

اخلاقأ هیچ افغانی نباید در حدود ظرفیت شخصی خویش – بحیث یک شهروند-- در مقابل یک دیگر از خشونت استفاده کند، و هم ایشان نباید با استفاده از موقف اجتماعی خویش بحیث یک متنفظ یا یک مرد صاحب صلاحیت چه در حکومت چه در اجتماع خشونت و زور را بر دیگران اعمال نماید.

اخلاقأ هیج افغانی خشونت و زور را تحت هیچ عنوانی استفاده ننمايد، حتی اگر دلیل "خیرالناس" جهت توجیع آن استفاده شود. (شخصی که حقوق او زیر نام "خیر الناس" پامال شده است، یک جزء از "الناس" نیز میباشد)

پس یک دولت مشتمل چه بخش های میباشد تا حقوق انفرادی را تضمین نماید؟ یک دولت به سه چیز ضرورت دارد: یک اردو- - تا کشور را در مقابل تجاوز خارجی حفظ نماید. یک نیروی پولیس – تا کشور را در مقابل مجرمین داخلی حفظ نماید. یک سیستم عدلی – تا: نزاع های واقعی را حل نماید، ماعدات و قوانین را تطبیق نماید، مجرمین را به اساس اسلام و قوانین هدفمند و از قبل تعیین شده مجازات نماید.

هر و همه اشخاص در یک جامعه آزاد، بجای زنده گی تحت حکمروایی شهوت رانده شده شخص، تحت حکومت قانون زنده گی میکنند. حکومت قانون یک هدف سالم و عمده دارد و آن عبارت از:

ضمانت و حفظ حقوق کوچکترین جزء اجتماع که عبارت از شخص است میباشد.

این حکمروایی واضع و غیر خود تکذیبی قانون، اساس یک سیستم حقوقی را تشکیل میدهد که در آن شخص بیگناه پنداشته میشود تا زمانی که گناهکار ثابت گردد. بجای اینکه شخص به اساس یک سلسله مقررات غیر نسبی گناهکار پنداشته شود تا زمانی که او بشکلی جهت ارزای خواهشات یک شخص قدرتمند و انسان گریز که در اجتماع و حکومت نفوذ دارد خود را بیگناه ثابت کند.

بزرگترین سند حقوقی یک جامعه مناسب قانون اساسی آن میباشد - - قانون اساسی شهروندان را در مقابل جنایت کاران انفرادی و مقامات دولتیی که تقلید جنایتکاران را میکنند حفظ مینماید. هدف قانون اساس حمایت از حقوق حقه افراد میباشد، به عبارت دیگر یک شهروند کاملأ آزاد به انجام هر عملی است، به جزء از آن که سریحأ منع شده باشد. ( تحت یک سیستم حقوقی درست یگانه عملی که منع شده است اعمال خشونت و تختی بر حقوق دیگران است)

چه فرهتبخش است تصور جامعه که در آن زور و خشونت موجود نباشد!؟

عدم خشونت هر شخص را با وجدان نخواهد ساخت و نخواهد از همه بی عدالتی ها جلوگیری کرد. مگر فکر کنید که چه خواهد کرد؟

یک اجتماع محربان و حسنه را بوجود خواهد آورد که در آن مردم همسایه خود را منحیث یک دزد که هر لحظه آماده غارت او است نخواهد دید بجای آن او را منحیث یک برادر خود خواهد دید که میتواند از او چیز های زیادی را بیاموزد و بدست آورد.

یک اجتماع را بوجود خواهد آورد که در آن شخص آماده است که قضاوت شود و دیگران را قضاوت نماید- - نه با در نظر داشت قومیت و ارتباطات او بلکه به اساس اجزء شخصیت و تقوأ او.

یک اجتماع را بوجود خواهد آورد که در آن شخص آزاد است تا خوشی ها و خواهشات شخصی خود را تعقیب نماید.

یک اجتماع را بوجود خواهد آورد که در آن نفع یک شخص هیچگاه به ضرر شخص دیگر تمام نخواهد شد. بلکه به نفع جانبین تمام خواهد شد.

یک اجتماع را بوجود خواهد آورد که در آن شرارت تقدیر نخواهد شد، بلکه تنبیع خواهد شد، و یگانه اولگوی تقدیر و تمجید جوبی خواهد بود، و تقوا یک قوت ونشانه خوبی پذیرفته شود.

یک اجتماع را بوجود خواهد آورد که در آن تحصیل یک شستشوی مغزی و ارتقاع موقف نه بلکه یک پروسه واقعی انکشاف مغزی پنداشته شود.

یک اجتماع مترقی، صلح آمیز و خوشحالی را بوجود خواهد آورد. و با مرور زمان یک اجتماعی تشکیل خواهد شد که در آن تمام افغانها هم آهنگ با واقعیت زنده گی خواهد کردند و توسط مراحل دلیل و برهان رهنمایی خواهند شد.

0 Comments:

Post a Comment

<< Home